پرش به محتوا
خانه » آکیرا کوروساوا؛ کارگردانی که از سامورایی‌ها، باران و جنگ، قصه‌ای درباره انسان ساخت

آکیرا کوروساوا؛ کارگردانی که از سامورایی‌ها، باران و جنگ، قصه‌ای درباره انسان ساخت

آکیرا کوروساوا فقط یکی از بزرگ‌ترین فیلمسازان ژاپن نبود؛ او یکی از کسانی بود که زبان سینمای جهان را تغییر داد. از «راشومون» و «هفت سامورایی» تا «زیستن»، «یوجیمبو» و «آشوب»، فیلم‌های او مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشتند و راه خود را به هالیوود، سینمای اروپا و نسل‌های بعدی فیلمسازان باز کردند. کوروساوا ۶ سپتامبر ۱۹۹۸ در توکیو درگذشت؛ اما سینمایی که ساخت، هنوز زنده است.

آکیرا کوروساوا؛ کارگردانی که از سامورایی‌ها، باران و جنگ، قصه‌ای درباره انسان ساخت

ریحانه اسکندری: بعضی فیلمسازان با چند فیلم ماندگار شناخته می‌شوند؛ بعضی دیگر، خود به یک «دوره» در تاریخ سینما تبدیل می‌شوند. آکیرا کوروساوا از دسته دوم بود. مردی که در طول بیش از پنج دهه فعالیت، از ژاپن جنگ‌زده و پساجنگ تا جهان سامورایی‌ها، از بحران اخلاقی انسان مدرن تا تنهایی، مرگ، قدرت، حقیقت و امید را به پرده آورد. او سینما را نه صرفاً سرگرمی، بلکه محل مواجهه انسان با خودش می‌دانست و شاید به همین دلیل بود که فیلم‌هایش، حتی وقتی درباره ژاپن قرن شانزدهم بودند، برای تماشاگر آمریکایی، اروپایی یا هر جای دیگری از جهان قابل فهم بودند. کوروساوا ۶ سپتامبر ۱۹۹۸ در ۸۸ سالگی در توکیو از دنیا رفت؛ اما میراثش چنان گسترده بود که مرگ او پایان یک فیلمساز نبود، پایان یک زبان سینمایی هم نبود؛ آغاز زندگی دوباره آن زبان در فیلمسازان نسل‌های بعد بود. کودکی در خانواده‌ای نظامی؛ پیش از آنکه دوربین وارد زندگی‌اش شود آکیرا کوروساوا ۲۳ مارس ۱۹۱۰ در توکیو متولد شد؛ کوچک‌ترین فرزند خانواده‌ای پرجمعیت با هفت فرزند. پدرش افسر سابق ارتش بود و همین پیشینه باعث شد کوروساوا از کودکی با انضباط و سختگیری آشنا باشد؛ اما مسیر خودش قرار بود به جای پادگان، به بوم نقاشی و بعدتر به قاب سینما برسد. جالب اینجاست که سینما انتخاب اول او نبود. کوروساوا در جوانی به نقاشی علاقه داشت و مدتی تلاش کرد به عنوان هنرمند تجاری فعالیت کند. اما نتوانست از این راه زندگی خود را آن‌طور که می‌خواست تأمین کند. در نهایت در سال ۱۹۳۶ وارد صنعت سینما شد و به عنوان دستیار کارگردان در استودیوی P.C.L ــ که بعدها بخشی از توهو شد فعالیت کرد. در آنجا زیر نظر کارگردان کایجیرو یاماموتو کار کرد؛ کسی که بعدها کوروساوا از او به عنوان یکی از مهم‌ترین استادان دوران آغازین حرفه‌اش یاد می‌کرد. این گذشته نقاشانه بعدها به شکل عجیبی در سینمای او بازگشت. قاب‌های دقیق، ترکیب‌بندی‌های حساب‌شده، استفاده از طبیعت، حرکت آدم‌ها در دل قاب و توجه وسواس‌گونه به نور و فضا، همه نشان می‌دادند که پشت دوربین، ذهن مردی ایستاده که پیش از فیلمساز بودن، تصویر را می‌شناخت. از «سانشیرو سوگاتا» تا پیدا کردن صدای شخصی کوروساوا در سال ۱۹۴۳ نخستین فیلمش، «سانشیرو سوگاتا» را ساخت. فیلمی درباره جودو که از همان ابتدا نشانه‌هایی از ویژگی‌های آینده سینمای او را در خود داشت: قهرمانی که باید از بحران عبور کند، رابطه استاد و شاگرد، کشمکش اخلاقی و اهمیت انضباط. اما فیلم‌های نخست او در فضای دشوار جنگ جهانی دوم ساخته شدند. ژاپن درگیر جنگ بود و صنعت سینما نیز زیر فشار سانسور و تبلیغات قرار داشت. کوروساوا نیز در این دوره ناچار شد بخشی از فیلم‌هایش را در شرایطی بسازد که امکان بیان آزادانه دغدغه‌هایش محدود بود. پس از جنگ، سینمای او تغییر کرد. دیگر با فیلمسازی مواجه نبودیم که صرفاً داستانی تاریخی یا ورزشی تعریف کند؛ او شروع کرد به نگاه کردن به جامعه‌ای که جنگ آن را زخمی کرده بود. «فرشته مست» در ۱۹۴۸ و «سگ ولگرد» در ۱۹۴۹ نمونه‌های مهم این دوره‌اند؛ آثاری که در خیابان‌های ژاپن پساجنگ، فقر، جرم، فساد، سرخوردگی و بحران اخلاقی را دنبال می‌کردند. در همین دوره بود که همکاری او با توشیرو میفونه نیز شکل گرفت؛ بازیگری که بعدها به یکی از چهره‌های جدانشدنی از جهان کوروساوا تبدیل شد. آکیرا کوروساوا

دیدگاهتان را بنویسید