طراحی اکوسیستم “سنجش به عنوان سرویس” برای اینترنت اشیا

چکیده

اینترنت اشیا با خلق محیطی رو به روست که اشیا روزمره (مثلا ماکروویوها، فریزر، خودروها، قهوه‌سازها) به اینترنت متصل شوند و زندگی کاربران را پربازده‌تر، کارآمدتر و راحت‌تر کنند. در این فرآیند، اشیا روزمره حجم زیادی از داده که می‌تواند در درک افراد و رفتار آن‌ها مفید واقع شود، را ثبت می‌کند. در اکوسیستم‌های روزمره‌ی اینترنت اشیا، چنین داده‌هایی تنها با راه‌حل‌های اینترنت اشیا مربوط جمع‌آوری و استفاده می‌شوند. هیچ روش رسمی برای به اشتراک گذاری داده با نهادهای خارجی وجود ندارد. ما معتقدیم این امر برای کاربران ناکارآمد و ناعادلانه است و آن‌ها به عنوان مالک داده بایستی بتوانند داده‌ی مربوط به خود را به روشی که می‌خواهند کنترل و مدیریت کرده و به اشتراک بگذارند. و به این صورت استفاده از داده‌ی خود را به حداکثر برسانند. جهت تحقق این امر، ما مدل سنجش به مثابه خدمت (S۲aaS) را پیشنهاد می‌کنیم. در این مقاله، ما به بحث پیرامون اکوسیستم S۲aaS به لحاظ معماری، اجزاء و طرح‌های ارتباط کاربر می‌پردازیم. هدف این مقاله توضیح و تشریح چگونگی کاهش این نقاط ضعف با S۲aaS است. همچنین پیرامون چگونگی درگیری  روزمره‌ی کاربر با اکوسیستم S۲aaS و چالش‌های طراحی نیز صحبت می‌کنیم.

مقدمه

از دیدگاه کسب و کاری، اینترنت اشیا را می‌توان به بخش‌های مختلف پرشماری از جمله خانه‌ی هوشمند، شهر هوشمند، پوشیدنی‌های هوشمند، تولیدات هوشمند و غیره دسته بندی کرد. خانه و پوشیدنی‌های هوشمند مورد توجه و تاکید بسیاری قرار گرفته‌اند و به دلیل ارزش بالقوه‌ی داده‌هایی که جمع‌آوری کرده‌اند، صنعت در این زمینه سرمایه‌گذاری بیشتری انجام داده است. در طول چند سال اخیر، تعداد زیادی راه‌حل اینترنت اشیا به بازار آن راه پیدا کرده‌ است. معمولا هر راه‌حل برای انجام یک یا تعداد اندکی وظیفه (کاربرد اولیه) طراحی می‌شود. برای مثال، یک آبپاش هوشمند تنها زمانی فعال می‌شود که رطوبت خاک کمتر از حد مشخصی باشد. به علاوه، دوشاخه‌های هوشمند به کاربر اجازه می‌دهد وسایل الکترونیک خود را (از جمله تجهیزات قدیمی) از راه دور کنترل کرده یا برای آن‌ها برنامه‌ی خودکاری طراحی کند. چنین اتوماسیونی نه تنها برای کاربران زندگی راحتی به ارمغان می‌آورد بلکه هدر رفت منابع را نیز کاهش می‌دهد (برای مثال، از طریق برنامه‌ریزی و پیش‎بینی‌های کارآمد). بعضی از راه‌حل‌های دیگر اینترنت اشیا مانند فیت‌بیت و بددیت، اطلاعات فردی را جمع‌آوری و آنالیز می‌کنند، و اطلاعات تقریبا مفید و خلاصه‌ای را به مالک ارائه می‌کند.

نقاط ضعف در اکوسیستم فعلی اینترنت اشیا

داده‌های جمع‌آوری شده به وسیله‌ی هر راه‌حل تنها به دست خودشان استفاده شده و در انبارهایی ذخیره می‌شود که دسترسی به آن کنترل شده است. بعد از استفاده‌ی اولیه، داده دور ریخته می‌شود یا در انبار داده‌ی مستقلی قفل می‌شود. هدف هر راه‌حل اینترنت اشیا افزودن ارزش به زندگی ماست. برای مثال، فیت‌بیت “به شما انگیزه می‌دهد تا با ردیابی فعالیت، تمرینات ورزشی، خواب، وزن و غیره به اهداف سلامتی و ورزشی خود برسید.” ما می‌دانیم که بعضی از این راه‌حل‌ها سودمند هستند. هرچند، اگر بخواهیم داده‌های فیت‌بیت را با داده‌های بد‌دیت هماهنگ و ترکیب کنیم چه؟ فیت‌بیت و بد‌دیت دو راه‌حل اینترنت اشیا متفاوت و از دو کمپانی مختلف هستند. در اکوسیستم امروزی اینترنت اشیا، ما روشی رسمی برای ترکیب داده‌ی راه‌حل‌های مختلف اینترنت اشیا و تحلیل و استدلال مجموعه داده‌های ترکیب شده نداریم. مقدار قابل توجهی داده در این انبارهای مستقل محصولات اینترنت اشیا وجود دارد که می‌توان از آن برای بهبود شرایط زندگی (از جمله الگوهای رفتاری و عادات زندگی) و کاهش هدررفت منابع کارآمد استفاده کرد. از طرف دیگر، دلایل اجتماعی و اقتصادی مبنی بر بی کفایتی اکوسیستم فعلی اینترنت اشیا وجود دارد. ما دستگاه‌های اینترنت اشیا مختلفی را می‌خریم. بنابراین، بایستی صاحب داده‌های ثبت شده‌ی آن‌ها نیز باشیم. ما باید بتوانیم هر آنچه دوست داریم با داده‌ها انجام دهیم، مثلا آن‌ها را با نهادهایی که می‌خواهیم و طبق شرایط خودمان به اشتراک بگذاریم یا مبادله کنیم. اینکه داده‌های شخصی ارزش اقتصادی دارند بر هیچکس پوشیده نیست. در دایره‌ی سنتی اینترنت و همچنین دایره‌ی موبایل و شبکه‌های اجتماعی، داده‌های مصرف کننده حکم معدن طلا را دارد. بنابراین، بایستی بدانیم که بیشتر ما (مثلا مالک غیرفنی داده) به خاطر عدم تخصص در این حوزه نمی‌توانیم داده‌ی خود را تحلیل کنیم. از این رو، بیشتر اوقات بایستی داده‌ را با گروه‌های خارجی به اشتراک بگذاریم تا آن را تحلیل و پردازش کرده و اطلاعات سودمند را استخراج کنند.

مدیریت نقاط ضعف در اکوسیستم اینترنت اشیا

الزامات راه‌حل ایده‌آلی که نقاط ضعف مذکور در اکوسیستم اینترنت اشیا را مدیریت کند عبارتند از:

  • تبادل داده: مالکان داده بایستی بتوانند داده‌های خود (آنجه با راه‌حل اینترنت اشیا خودشان ثبت شده) را با نهاد ترجیحی خود مبادله کرده یا به اشتراک بگذارند.
  • بازار: برای تبادل داده، بایستی محلی وجود داشته باشد که مالکان و مصرف‌کنندگان داده بتوانند با حداقل هزینه یا بدون هیچ هزینه‌ای با یکدیگر در اتباط باشند.
  • کنترل: اشتراک گذاری داده بایستی تحت شرایطی که مالکان داده تعیین کرده‌اند، اتفاق بیفتد. در اکوسیستم فعلی اپلیکیشن‌های موبایل، کاربران هیچ گزینه‌ای جز قبول تمام مجوزهای آن اپلیکیشن ندارند. در بازار ایده‌آل داده، مالکان بایستی بتوانند در مورد جزئیات مربوط به تبادل کدامین آیتم‌های داده و شرایط آن مذاکره کنند.
  • پاداش: داده‌های شخصی ارزشمند هستند. بنابراین، مالکان داده بایستی به خاطر اشتراک گذاری داده‌ی خود با نهادهای خارجی پاداش دریافت کنند. پاداش ممکن است به صورت‌های متفاوتی پرداخت شود مثلا پول نقد، امتیاز، بیت‌کوین، کوپن، تخفیف، کالای رایگان و مهمتر از همه دستگاه سودمند.
  • کاربری آسان: ابزار و تکنیک‌ها بایستی طوری قرار گیرند که کاربر معمولی غیر فنی بتواند در اکوسیستم درگیر شود. برای مثال، مالکان داده بایستی به خوبی در مورد فعالیت تبادل داده، خطرات و تبعات آگاه شوند.
  • حریم شخصی و امنیت: داده‌ها بایستی در تمام مدت (حین کسب، ذخیره و تحلیل) ایمن باشند. به علاوه، حریم شخصی مالک داده نیز بایستی تضمین شود.

سنجش به مثابه خدمت

هدف سنجش به مثابه خدمت، مدیریت نقاط ضعف مذکور به واسطه‌ی شرح مشخصات بالاست. این یک دیدگاه و مدل کسب و کاری است که معاوضه‌ی داده (مثلا تبادل) میان مالک داده و مصرف ‌کننده‌ی داده را ارتقا می‌بخشد. دنیایی را تصور کنید که صاحبان داده (کسی که صاحب راه‌حل است) به خاطر به اشتراک گذاری (مثلا تبادل) داده‌های خود (که با محصولات اینترنت اشیا جمع‌آوری شده‌اند) پاداش دریافت کنند (مثلا پول، امتیاز وفاداری، هدیه، کوپن، بیت‌کوین، دستگاه قابل ردیابی). از سوی دیگر، کمپانی‌ها (مثلا مصرف کنندگان داده) مشتریان خود (صاحبان داده) را بهتر می‌شناسند. در نتیجه، کمپانی‌ها می‌توانند با صرفه‌جویی در هزینه و ساخت محصولات و خدمات جدید متناسب با نیازهای مشتریان، عملیات کسب و کاری خود را بهینه کنند. مصرف کنندگان داده می‌توانند هزینه‌ی کسب داده‌ی خود را از طریق بهینه‌سازی فرآیند کسب و کاری و افزایش رضایت مشتری (صاحبان داده) بازیابی کنند. مصرف کنندگان داده ممکن است دولت یا سازمان‌های غیرانتفاعی باشند. در این مقاله مدل S۲aaS به تفصیل توضیح داده شده است. شایان ذکر است که مدل S۲aaS محدود به به اشتراک گذاری داده‌ی شخصی نیست. این مدل در شهرهای هوشمند نیز پیاده‌سازی می‌شوند، جایی که صاحب داده یک فرد نیست بلکه یک سازمان یا حتی عموم است (مثلا دولت).

هرچند، انتظار می‌رود چشمگیرترین تغییر در دایره‌ی داده‌ی شخصی اتفاق بیفتد. بنابراین، ما در این مقاله عمدتا روی به اشتراک گذاری داده‌های شخصی تمرکز می‌کنیم. سپس، درباره‌ی سناریوی شهر هوشمند نیز بحث خواهیم کرد.

تِیستی کافی تولیدکننده‌ی محصولات قهوه است که مشتاق است بداند مصرف قهوه مشتریانی مانند جِین چگونه است (الگو، مقدار و غیره). جِین مدیر رستورانی است که در خانه‌ی خود به تنهایی زندگی می‌کند. او، همانطور که در شکل ۱ نشان داده شده، سه محصول اینترنت اشیا متفاوت در خانه‌ی خود دارد. تِیستی کافی می‌خواهد بداند آیا میان الگوی فعالیت، کیفیت خواب و مصرف قهوه (متغیرهای متفاوت) رابطه‌ای وجود دارد؟ همچنین تِیستی کافی می‌خواهد تمام الگوهای مصرف قهوه را کشف کند (برای مثال آیا افراد در روزی که کمتر ورزش می‌کنند تمایل به مصرف قهوه‌ی کمتری دارند؟) درحال‌حاضر، تنها راهی که آن‌ها بتوانند چنین اطلاعاتی را به دست آورند، نظرسنجی و مطالعات گروهی است. هرچند، انجام چنین روش‌هایی زمان‌بر، بی اعتبار و گران است. اگر تِیستی کافی بتواند به انبار جِین (و هزاران کاربر مشابه) که شامل داده‌های ثبت شده از هر سه دستگاه اینترنت اشیا است، دسترسی پیدا کند، می‌تواند جِین را بهتر درک کند و زنجیره‌ی تامین محصول او را بهینه کند. چنین بهینه‌سازی به تِیستی کافی اجازه می‌دهد هزینه‌ها و هدررفت را کاهش و سود را افزایش دهد. به علاوه، چنین داده‌هایی به تِیستی کافی کمک می‌کند تا خط تولید خود را بهبود بخشد و به سرعت محصولات جدید را به بازار معرفی کند و این امر به تقویت ارزش محصولش می‌انجامد. از دیدگاه جِین، پاداش‌هایی که از تِیستی کافی دریافت می‌کند به او انگیزه می‌دهد تا در مدل S۲aaS شرکت کند و تبادل داده انجام دهد.

شکل ۱ بازار داده برای سنجش به مثابه‌ی خدمت در دایره‌ی خانه‌های هوشمند

جِین در وهله‌ی اول به خاطر اهمیت عملکرد اصلی این راه‌حل‌های اینترنت اشیا از آن‌ها استفاده می‌کند. او یک قهوه‌ساز هوشمند دارد که وقتی از خواب بیدار می‌شود به طور اتوماتیک قهوه را دم می‌کند، بنابراین زمانیکه به آشپرخانه می‌رسد قهوه‌اش آماده است. علاوه‌براین، او یک پایشگر فعالیت هوشمند دارد، فیت‌بیت، که الگوی ورزشی، جذب غذا، تعداد گام‌ها، اهداف و غیره را برای او پایش می‌کند. در آخر، جِین از بددیت استفاده می‌کند تا الگو و کیفیت خواب او را پایش کند. این راه‌حل‌های اینترنت اشیا به دست کمپانی‌های متفاوتی توسعه یافته و به صورت مستقل کار می‌کنند. هرچند، اکوسیستم مدل S۲aaS به جِین و نهادهای خارجی اجازه می‌دهد در قبال پاداش، داده‌ها را مبادله کنند.

مصرف کنندگان داده نیز می‌توانند از S۲aaS استفاده کنند تا به الزامات پیچیده‌ی داده‌ها دست پیدا کنند. ما معتقدیم جمع‌آوری داده‌ها یا فقط “داده‌ی حجیم”، در بعضی شرایط ارزش خاصی ندارد. در ذیل به الزامات داده‌ها می‌پردازیم:

  • جمع‌آوری نوارقلب، داده‌های اشباع اکسیژن (میزان اکسیژن در خون)، داده‌های فعالیت و خواب که مالک داده الگوی روزانه‌ی خاصی را دنبال می‌کند‌، خوابیدن به مدت حداقل شش ساعت، نوشیدن قهوه بیش از دو بار در روز، رفتن به باشگاه ورزشی در غروب و حداقل سه بار در هفته، به موقعیت جغرافیایی خاصی محدود است (و شاید رده‌ی سنی خاص). در اکوسیستم امروزی اینترنت اشیا، هیچ راهی برای دستیابی به چنین داده‌ای وجود ندارد. هرچند، با کمک راه‌حل‌های اینترنت اشیا مختلف، S۲aaS می‌تواند این پرسش‌ها را پاسخ دهد. شایان ذکر است که در بعضی شرایط، داده‌های ثبت شده به وسیله‌ی راه‌حل‌های اینترنت اشیا را می‌توان برای اعتبارسنجی شرایط جمع‌آوری داده مورد استفاده قرار داد (تقاضای داده‌ی بالا را ببینید) و در دیگر شرایط، داده‌های ثبت شده به وسیله‌ی این راه‌حل‌ها تبدیل به نتیجه‌ی تقاضاها می‌شوند.

در خط فکری مشابه، تقاضای داده‌ی یک مصرف کننده‌ مربوط به دایره‌ی شهر هوشمند را بررسی می‌کنیم:

  • جمع‌آوری داده‌های مربوط به جمعیت، آب و هوا، پارک کردن و نسبت گروه‌های جنسیتی و سن مردمی که در رویدادهای محلی در برنامه‌ی تلویزیونی به صورت آنلاین و زنده حضور پیدا می‌کنند.

این تقاضای داده از سوی مصرف کننده‌ای به نام اکسلنت مارکتینگ، شرکت خصوصی متخصص در کمپین‌های تبلیغاتی فراگیر، صورت گرفته است. در اکوسیستم امروزی اینترنت اشیا، هیچ روشی برای دستیابی به چنین نیازی وجود ندارد. هرچند، S۲aaS مبتنی بر پاداش نهادهای خصوصی و عمومی را تشویق می‌کند تا داده‌های خود را در دسترس نهادهای خارجی قرار دهند و آن‌ها را در قبال پاداش مبادله کنند. S۲aaS با بودجه‌های اندک، جمع‌آوری حجم زیادی از داده، مهمتر از همه مرتبط ترین داده‌ را ممکن می‌سازد.

شایان ذکر است که در این مقاله، ما تنها روی بازار داده، جایی که تا حدی داده‌های شخصی مساله هستند، تمرکز می‌کنیم. برای مثال، در هر دو مورد کاربردی که بالا توضیح داده شد، تنها یک فرد که مالک داده‌ی شخصی است حضور دارد. هرچند بایستی بدانیم که قسمت کاملی از داده‌های صنعتی که در آن نهادهای خصوصی و عمومی مالک داده هستند و نه مردم عادی نیز مبادله می‌شود. بعضی از کمپانی‌های پیشرو قبلا بازار داده‌های صنعتی را ایجاد کرده‌اند که به کسب و کار اجازه می‌دهد با استفاده از زیرساخت سنجش خود، جریان درآمدی جدیدی ایجاد کنند. در این مقاله، ما به تبادل داده‌های صنعتی نمی‌پردازیم.

شکل ۲ بازار داده برای سنجش به مثابه‌ی خدمت در دایره‌ی شهر هوشمند

معماری و اجزاء

در اینجا ما اجزاء اصلی اکوسیستم S۲aaS را مورد بحث قرار می‌دهیم. شایان ذکر است که معماری واقعی بر اساس قابلیت اعتماد، امنیت و انتظارات حریم شخصی متفاوت است. اکوسیستم امروزی اپلیکیشن‌های موبایل به طور گسترده‌ای الهام بخش تفکر طراحی ما بوده است. ما پنج جزء اصلی را معرفی می‌کنیم:

  1. سطل داده
  2. بازار داده
  3. استودیو داده
  4. آسیاب داده
  5. کوره‌ی داده

سطل داده: این سرویس مسئول جمع‌آوری داده از راه‌حل‌های مختلف اینترنت اشیا است و با استفاده از اپلیکیشن موبایل، جایی که با مالکان داده در تماس است و به آن‌ها اجازه می‌دهد ترجیحات حریم شخصی خود را بیان، تقاضای داده‌ پیشنهادی را دریافت، داده‌ها را مبادله و در این باره مذاکره کنند. ما در این مقاله اپلیکیشن “دیتا باکت” را به شما معرفی می‌کنیم و نشان می‌دهیم مالکان داده چگونه با اکوسیستم S۲aaS درگیر هستند.

شکل ۳ اجزاء اصلی در اکوسیستم سنجش به مثابه‌ی خدمت

استودیوی داده: این سرویس به مصرف کنندگان داده اجازه می‌دهد، تقاضای داده‌ی خود را به آسانی ایجاد کنند. همچنین رابطی ضروری و مشابه با محیط یکپارچه‌ توسعه فراهم می‌کند تا مصرف کنندگان بتوانند به طور موثر و کارآمد تقاضاهای داده را بنویسند. هر تقاضای داده بسته‌ای از چندین قطعه اطلاعات است که شامل الزامات داده، پاداش، خطرات حریم شخصی، اجزاء تحلیلی و دیگر اطلاعات می‌شود. شایان ذکر است که استانداردسازی فرمت داده برای مبادله برای موفقیت این ماژول ضروری است. تلاش‌هایی در این حوزه در جریان است، مثلا آی‌اوتیویتی (iotivity.org)، هایپرکَت (hypercat.io) و آل‌جوین (openconnectivity.org).بازار داده: این سرویس مشابه اپلیکیشن گوگل پِلی استور است. به جای اپلیکیشن‌ها، بازار داده تقاضاهای داده را ذخیره، سازمان‌دهی، منتشر و مدیریت می‌کند. همچنین بازار داده متاداده‌ی ارائه شده در سطل‌های داده‌ی فردی را نیز سازمان‌دهی و مدیریت می‌کند. چنین متاداده‌هایی به بازار داده اجازه می‌دهند تا تقاضاهای داده را برای مالکان داده‌ی موافق و علاقه‌مند به صورت مناسب توزیع کنند.

آسیاب داده: این بخش جزء سرویس زیرساخت فنی است که داده‌های شخصی به همراه داده‌های منبع باز (مثلا آب و هوا) پردازش می‌شوند. هیچ ذی‌نفعی به صورت مستقیم در این جزء دخیل نیست. آسیاب جدیدی به منظور جمع‌آوری و پردازش داده از یک مالک داده ایجاد شده است. ترکیب داده‌های شخصی از چند فرد در یک آسیاب امکان پذیر نیست. آسیاب بایستی یا در ابر یا در دستگاه محلی داخل خانه‌ی هوشمند (مثلا به عنوان بخشی از آمازون اکو یا گوگل هوم) قرار داشته باشد. ما پیش‌بینی می‌کنیم که در آینده، ترجیح کمپانی‌ها بر این باشد که داده‌ها را به صورت محلی روی لبه‌ی شبکه پردازش کنند تا از هرگونه مشکل قانونی و مجازات‌های مربوط به مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا اجتناب کنند یا آن را به حداقل برسانند.

کوره‌ی داده: این نیز بخشی از سرویس زیرساخت است و از آسیاب داده، داده را دریافت می‌کند، جاییکه پردازش اولیه داده‌ها انجام می‌شود. داده‌های چندین فرد مختلف با هم درون کوره‌ی داده پردازش می‌شوند.

شکل ۳ معماری سطح بالای اکوسیستم S۲aaS، شامل بعضی از مهمترین جنبه‌های ارتباطی، را نشان می‌دهد.

مدل سنجش به مثابه خدمت روی اکوسیستم اینترنت اشیا موجود ساخته شده است. راه‌حل‌های اینترنت اشیا معمولا توسط مالکان داده ثبت و پیکربندی می‌شوند. راه‌حل‌های اینترنت اشیا با سرویس‌های ابری همراه ارتباط برقرار می‌کنند و داده‌ها جهت آنالیز و استخراج اطلاعات مرتبا برگردانده می‌شوند. مالکان داده بایستی با ساخت و پیکربندی اکانت دیتا باکت ثبت نام کنند. زمانیکه مالکان وارد اپلیکیشن دیتا باکت شدند، رابط کاربری که ارائه می‌شود به آن‌ها اجازه می‌دهد راه‌حل‌های اینترنت اشیا را به دیتا باکت متصل کنند.

در مثال ذکر شده، جِین فیت‌بیت، بددیت و قهوه‌ساز هوشمند خود را به اکانت دیتا باکتش متصل کرده است. حین هر یک از این پردازش‌های پیکربندی، مالکان داده اجازه دارند ترجیحات خود را با توجه به اینکه می‌خواهند کدام آیتم‌ها را تحت چه شرایطی تبادل کنند و غیره بیان کنند.

حال سمت دیگری از اکوسیستم S۲aaS را بررسی کنیم، مصرف کنندگان داده. مصرف کنندگان داده بایستی ابتدا تحقیقات مقدماتی انجام دهند و داده‌ای را که برای اهداف خود می‌بایست جمع‌آوری کنند را مشخص کنند. در سناریوی تِیستی کافی، مصرف کننده‌ی داده نیاز دارند فعالیت، الگوی خواب و رابطه‌ی آن را با مصرف قهوه بررسی کند. سپس جهت ایجاد تقاضای داده بایستی از استودیوی داده استفاده کند. تقاضای داده از چندین قسمت اطلاعات ساخته شده است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به آیتم‌های موردنظر، هدف از جمع‌آوری داده، اطلاعات استخراجی مدنظر، تکنولوژی‌های مورد استفاده برای پردازش و آنالیز، پاداش مورد نظر و غیره اشاره کرد. استودیوی داده این تقاضا را در قالب بسته‌ای در بازار داده منتشر می‌کند. سپس بازار آن را به مالکان داده‌ی منطبق ارائه می‌کند.

بسته به پیکربندی اولیه، مالکان داده تقاضای داده را به صورت اعلان دریافت می‌کنند و یا به صورت لیستی در بخش تبادل داده‌ی پیشنهادی در اپلیکیشن دیتا باکت ارائه می‌شود. مالکان داده تقاضای داده را باز می‌کنند تا فرایند مبادله را ادامه دهند. همچنین مالکان می‌توانند در اپلیکیشن دیتا باکت با مصرف کنندگان موردنظر در زمینه‌ی مسائلی مانند پاداش و داده‌های دقیقی که بایستی مبادله شود (مثلا تقسیم بندی داده، مدت زمان و غیره)، مذاکره کنند. بعدتر در این مقاله چند مثال ارائه خواهیم کرد. زمانیکه مالک و مصرف کننده توافق کردند، قرارداد دیجیتال تنظیم می‌شود. بازار داده مجوز جمع‌آوری داده را (طبق توافقنامه) به آسیاب داده منتقل می‌کند تا پردازش صورت گیرد. در همان زمان، مالکان داده پاداش توافق شده را دریافت می‌کنند. در آسیاب داده، داده‌های شخصی به همراه داده‌های منبع باز جمع‌آوری شده (مثلا داده‌های عمومی مانند آب و هوا) پردازش می‌شوند. زمانیکه پردازش داده کامل شد، داده به کوره‌ فرستاده می‌شود تا پردازش و آنالیز بیشتر صورت گیرد و اطلاعات مدنظر استخراج شود. در این مرحله، داده‌های چندین کاربر با هم پردازش می‌شود.

پیش‌بینی اکوسیستم و چالش‌های توافقنامه‌ی کاربر

اکنون اصلی‌ترین رابط‌های کاربری که اپلیکیشن باکت داده ارائه می‌دهد را معرفی می‌کنیم و نحوه‌ی مشارکت کاربران معمولی غیر فنی در اکوسیستم S۲aaS را توضیح می‌دهیم. هدف ما این نیست که طراحی رابط کاربری را بی نقص کنیم. در عوض، ما قصد داریم اهداف سطح بالای هر صفحه را پیش بینی کنیم. این رابط‌ها به ما اجازه می‌دهند چالش‌های طراحی تعاملات کاربر را برجسته سازی کنیم.

شکل ۴ دیتا باکت با تجربه‌ی کاربران رو به رو می‌شود.

شکل ۴الف، صفحه‌ی ورود به اپلیکیشن دیتا باکت را نشان می‌دهد. دیتا باکت اکانت اصلی مالکان داده است که با اکوسیستم S۲aaS در ارتباط هستند. هر دیتا باکت با یک یا چند بازار داده ثبت می‌شوند. بعد از ورود، همانطور که در شکل ۴ب نشان داده شده،، لیستی از محصولات اینترنت اشیا نمایش داده می‌شود. مالکان داده می‌توانند روی راه‌حل‌های اینترنت اشیا خود کلیک کرده و آن‌ها را پیکربندی کنند. همانطور که در شکل ۴ج نشان داده شده، اپلیکیشن دیتا باکت رابطی برای مالکان داده فراهم می‌سازد تا وارد گواهی‌نامه‌های مربوط به هر کدام از راه‌حل‌های اینترنت اشیا خود شوند (مثلا، جزئیات ورود به اکانت فیت‌بیت).

دیتا باکت آیتم‌های دقیقی که هر راه‌حل ارائه می‌کند را می‌داند (مثلا فیت‌بیت وزن بدن، فعالیت فیزیکی، تعداد گام‌ها، شاخص توده‌ی بدن و زمان خواب را ارائه می‌دهد). مالکان داده می‌توانند هر کدام از آیتم‌هایی که می‌خواهند مبادله کنند را انتخاب کنند. طبق فرایندی مشابه، مالکان داده می‌توانند به راه‌حل‌های اینترنت اشیا متفاوت متصل شوند. در نتیحه، دیتا باکت می‌داند کدام آیتم توسط کدام مالک قابل مبادله است.

در صفحه‌ای جداگانه (شکل ۴د)، لیستی از مبادلات پیشنهادی به مالکان داده ارائه می‌شود. فرصت‌های مبادلاتی را می‌توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد، تنها یک بار و اشتراک. زمانیکه مالکان تصمیم به بررسی بیشتر هر یک از پیشنهادات گرفتند، صفحه‌ی دومی به آن‌ها نشان داده می‌شود (شکل ۴هـ).

جزئیات پیشنهاد مبادله‌ی داده‌ی به خصوص به مالکان ارائه می‌شود (مصرف کننده‌ی داده کیست، هدف از تحلیل داده‌ها چیست، تحلیل‌ها چگونه تایید می‌شوند، چه اطلاعاتی استخراج می‌شود و غیره). مالکان داده می‌توانند در مورد به اشتراک گذاری مقدار داده‌ تحت چه شرایطی و در قبال چه پاداشی مذاکره کنند. زمانیکه هر دو طرف توافق کردند، جزئیات روی صفحه‌ی دیگری که در شکل ۴و نشان داده شده، دیده می‌شود. این صفحه به مالکان داده اجازه می‌دهد تا پاداش خود را دریافت کرده (شکل ۴ز) و اشتراک موجود را لغو کنند.

همانندی فرآیند بازار دیتا و کیک پزی

مصرف کننده‌ی داده را به عنوان نانوا در نظر بگیرید (جو، نانوای مهربان). فرض کنیم می‌خواهد کیک قهوه‌ی جدیدی بپزد. ابتدا با استفاده از کتاب آشپزی خود، طرز تهیه را طراحی می‌کند (استودیوی داده). زمانیکه از طرز تهیه‌ی خود راضی بود، به بازار می‌رود (بازار داده) و دانه‌ی قهوه، گندم، شکر، تخم مرغ و دیگر ترکیبات را می‌خرد (داده). سپس به آسیاب روستای خود می‌رود (آسیاب داده) و سه آسیاب اجاره می‌کند که برای خرد کردن مواد متفاوتی طراحی شده‌اند، یکی برای گندم، یکی برای شکر، و دیگری برای قهوه. جو بایستی کمی صبر کند تا چند نفر از اهالی روستا کار آسیاب خود را انجام دهند و دستگاه آزاد شود. یک قانون مهم در آسیاب این است که بسته‌ی هر مشتری بایستی جداگانه آسیاب شود. هرچند، بسته به مواد، مشتریان می‌توانند دستگاه مخصوص را انتخاب کنند. زمانیکه کار دیگران تمام شد، جو تمام ترکیبات کیک پزی اش را برداشته و بر اساس طرز تهیه‌ای که قبلا آماده کرده، آن‌ها را باهم ترکیب می‌کند. جو کیک خود را تا زمانیکه راضی شود در فر می‌پزد (کوره‌ی داده). کیک قهوه (بینش و آگاهی) آماده است.

یکی از مهمترین پاداش‌ها دستگاه قابل ردیابی (سودمند) است. مصرف کنندگان داده توافق می‌کنند که به جای پاداش مالی، از طریق اپلیکیشنی مشخص یا صفحه‌ی  اپلیکیشن دیتا باکت به مالکان دستگاهی سودمند پاداش دهند (شکل ۴ی). معمولا مالکان داده افراد غیرفنی هستند. بنابراین، رابط‌های کاربری مذکور و تعاملات بایستی به طریقی طراحی شده باشد که آن‌ها بتوانند با حداقل دانش فنی از آن‌ استفاده کنند. چالش، ارزیابی تقاضاهایی است که مصرف کنندگان درخواست کرده‌اند، همچنین گزارش‌های تحلیل خطر-پاداش که به وسیله‌ی آن مالک داده بتواند تصمیم آگاهانه‌ای بگیرد نیز می‌تواند مشکل باشد. تحلیل‌های خطر-پاداش بصری به صورتی که جزئیات کافی برای مالکان داده ارائه دهد ولی در عین حال به قدر کافی ساده باشد تا به آسانی و به سرعت فهمیده شود، ویژگی مهمی برای موفقیت مدل S۲aaS است. یکی از چالش‌ها تعیین اطلاعات مهم هر مالک است، به ویژه زمانیکه در مبادلات داده درگیر می‌شود. دیگر چالش نیز نحوه‌ی ارائه‌ی این اطلاعات به او است.  همچنین تصمیم گیری درباره‌ی نحوه‌ی کنترل مالکان داده در زمان مذاکره و مراحل بعد از تبادل نیز مشکل است. فرایند خرید و فروش داده بایستی به اندازه‌ی کافی ساده باشد تا بدون اینکه مالک داده نیاز به ورودی قابل توجه و زمان زیادی داشته باشد، انجام گیرد. در آخر، اینکه چه جنبه‌هایی از معاملات داده قابل مذاکره است و کدام نیست نیز سوال مهمی است. پیش از اینکه به جمع‌بندی این مقاله برسیم، خوب است به صورت خلاصه نگاهی به پلتفرم‌های موجود اینترنت اشیا و موقعیت آن‌ها نسبت به مدل S۲aaS بیندازیم. به طور خلاصه، در حال حاضر هیچ پلتفرمی بازار داده‌ی شخصی را پشتیبانی نمی‌کند (جدول ۱).

 

پلتفرم موقعیت
تینگ اسپیک (thingspeak.com) تمام این پلتفرم‌ها برای کمک به ساخت سریع اپلیکیشن‌های اینترنت اشیا طراحی شده‌اند. آن‌ها معمولا مکانیسمی برای ارتباط با دستگاه‌های اینترنت اشیا (مثلا API) ارائه می‌دهند. به علاوه ویژگی‌های مشترکی مانند ذخیره‌ی داده، تحلیل، دیداری سازی، فعال‌کننده‌ی رویداد و اعلان را نیز ارائه می‌دهند. این پلتفرم‌ها طراحی شده‌اند تا فرض کنند مالکان اپلیکیشن اینترنت اشیا، مالک داده‌ای هستند که آن‌ها مدیریت می‌کنند. هیچ مفهوم بازار داده‌ای در این طرح وجود ندارد.
ژیولی (xively.com)
یوبی‌داتس (ubidots.com)
اوپن آی‌اوتی (openiot.eu) این تنها پلتفرمی است که به واسطه‌ی طراحی، مدل S۲aaS را پشتیبانی می‌کند. هرچند تمرکز اصلی آن روی داده‌های صنعتی است. به طور تخصصی تر، این پلتفرم مشکلات مدل‌سازی معنایی داده را مدیریت می‌کند، جاییکه داده در منابع ناهمگن و بدون اینکه ساختار نرم افزاری و سخت افزاری در بستر اینترنت اشیا معلوم باشد، بررسی می‌شود. به علاوه، اوپن آی‌اوتی روی کسب رایگان داده متمرکز است. هیچ مکانیسم پولی در این پلتفرم اجرا نشده است.

 

نتیجه گیری

در این مقاله ما در مورد اینکه چرا سنجش به مثابه خدمت قابلیت ترمیم نقاط ضعف اکوسیستم فعلی اینترنت اشیا را دارد، بحث کردیم. همچنین با برگشت حق مالیکت داده به مالک او و تولید ارزش برای تمامی ذی‌نفعان، به مشکلات اجتماعی و اقتصادی مربوط به اینترنت اشیا پرداختیم. امروزه تلاش اندکی برای مبادلات داده به چشم می‌خورد. برای مثال، Reward Google Opinion و Survey.com، اپلیکیشن‌های موبایلی هستند که پرسشنامه‌هایی را به طور انتخابی به کاربران ارائه می‌کنند. همچنین کابران در مقابل پاسخ دادن به پرسشنامه‌ها مبلغی را دریافت می‌کنند. پرسشنامه‌ها مشکلاتی نیز دارند، مثلا صحت پاسخ‌دهی آن‌ها قابل تایید نیست، پرسیدن سوال‌های زیاد دشوار است (کاربران با اینکه مبلغی را دریافت می‌کنند اما به سرعت خسته می‌شوند)، همچنین گرفتن پاسخ از آن‌ها نیز دشوار است و ممکن است به خاطر نداشته باشند. بنابراین، می‌توانیم تصور کنیم چقدر ارزش در داده‌های ثبت شده در راه‌حل‌های مختلف اینترنت اشیا نهفته است. اکوسیستم سنجش به مثابه خدمت به ما اجازه می‌دهد داده‌هایمان را دست شرکت‌هایی آزاد کنیم که در آن‌ها کنترل چندانی بر داده و آنچه با آن انجام می‌دهند، نداریم. به علاوه، اکوسیستم S۲aaS هزینه‌ی جمع‌آوری داده را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد. در نتیجه، S۲aaS  به جمع‌آوری داده‌ی شخصی و کاربرد آن در نهادهای طرف سومی اعتبار می‌بخشد و در عین حال کنترل، مسئولیت پذیری و عدالات (مثلا پاداش) را به اکوسیستم اینترنت اشیا باز می‌گرداند.

 

فایل پیوست :

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × 5 =